اسپهبدان

غار اسپهبدان مربوط به عصر آهن است و در روستایی به همین نام در شمال روستای شاه شهیدان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۵۲۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
غار اسپهبدان : در قسمت تحتانی و زیرین در جنوب یک کوه حفره ای واقع شده و برای دسترسی به آن از روستای اسپهبدان باید حدود یک کیلومتر پیاده روی کرد.
مسیر دسترسی در بعضی نقاط به علت ریزش سنگ‌های بزرگ و کوچک، سنگلاخی و صعب العبور می‌باشد و باید شیب تپه را به سمت شمال غرب طی کرد. در اطراف غار و مسیر دسترسی به آن بوته‌‌های کم ارتفاع خاردار، پوشش گیاهی منطقه را تشکیل داده اند.
این غار دارای یک دهانه بزرگ در ابعاد  4 متر در 15 متر یا بیشتر می رسد و در N36 52.878 E49 46.333 قرار دارد. که بخاطر موقعیت و شکل ظاهری از چند کیلومتری و در مسیر آسیابر به شاه شهیدان براحتی قابل مشاهده است  طول غار از دهانه تا آخر، 17 است. اختلاف سطح قسمت دهانه تا آخر غار 3 می باشد. در انتهای سمت شرقی غار یک مسیر شکاف مانند دیده می‌شود که با دسترسی به ارتفاع 3 تا 5 متری از یک راه تنگ و تاریک به سوی جلو ادامه می‌یابد که توسط یکی از اعضای تیم گردشگری سیاهکل و دیلمان اکتشاف شده است.
قلعه اسپهبدان : این قلعه در دو هزار متری شمال روستای اسپهبدان بر بلندای کوهی به ارتفاع پانصد متر قرار دارد که دسترسی به آن از راه شلتنگ و شیخ سرا به عبارتی غرب آسانتر است.
اگر انسان بر فراز کوه اسپهبدان در کنار قلعه بایستد بدون چشم مسلح نیم رخی از گیلان را در شرایط مساعد بودن هوا در چهار جهت اصلی زیر پای خود می‌یابد. پایین این قلعه یعنی پای کوه، غار اسپهبدان قرار دارد که در فاصله‌ی هزار متری، جنگل‌‌های سیاهکل در شمال و شمال شرق آن قرار گرفته است. بعضی‌ها بر این باورند که این قلعه به غار پای کوه نیز ارتباط داشته که راه‌‌های عبوری آن ممکن است بر اثر رانش زمین یا زمین لرزه‌‌ها مسدود شده باشد. کما اینکه در زمین لرزه‌ی معروف رودبار غار نوچاه درفک بر اثر رانش کوه کاملا از بین رفت ولی بقایایی از یک آب انبار ، به شکل مستطیل و از جنس آجر و سنگ ساروج ، در ضلع شمال شرق قلعه نمایان است در سطح داخلی آن فضاهای متعددی وجود دارد و وردی قلعه در سمت غرب آن است .
این قلعه که مربوط به دوره اسماعیلیان بوده نسبت به زمین‌‌های اطراف پانصد متر بلندتر بوده و از طرف شمال غرب به قله و کوه درفک منتهی می‌شود. قلعه بر روی بستر کوه صخره ای که طول شرق آن صد متر و عرض آن از شمال به جنوب هفتاد متر است قرار گرفته و دارای شیب تندی می باشد. به نظر می‌رسد با کشیدن دیوارهای قطور و بلند، بخش غربی قلعه را تقویت کرده باشند و دسترسی دشمن به آن غیرممکن بوده است.
این قلعه در تاریخ 1384/5/22 با شماره ثبت 13217 به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
اسپهبدان از جمله روستاهای تاریخی منطقه است که حد اقل در 530 سال پیش طبق اسناد تاریخی از شهر های مهم منطقه بشمار می رفت چنان که در کتاب “منم تیمور جهانگشا” (سرگذشت تیمور لنگ بقلم خود او/ گردآورنده مارسل بریون؛ ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری) آمده است :
وقتی من وارد شهر اسپهبدان شدم مشاهده کردم که مرد و زن و کودک سفیدپوش هستند معلوم شد در آن شهر، مرد و زن، از روزی که بدنیا می‌آیند تا روزی که از جهان میروند جز لباس سفید نمی‌پوشند و فقط روی بستر سفید رنگ میخوابند اگر سرزمین گیلان را یک سرزمین پر از حوری بخوانیم شهر اسپهبدان قشنگترین غرفه آن میباشد در آن شهر مردها نیز مثل زنها زیبا هستند و در کنار حوریان مانند غلمان بشمار می‌آیند از عجائب شهر اسپهبدان اینست که من در آن شهر یک مرد یا زن را ندیدم که دارای چشمهای سیاه باشد و تمام سکنه شهر، از مرد و زن و کودک چشم‌های آبی رنگ داشتند و بمن گفتند که سکنه شهر، با بیگانه وصلت نمی‌کنند و فقط با کسانی وصلت می‌نمایند که اهل اسپهبدان باشند بهمین جهت نژاد خارجی وارد آن شهر نمیشود و چون نژاد بومی دارای چشم‌های آبی است لذا مرد و زن دارای چشم‌های آبی رنگ هستند.
دیگر اینکه بمن گفتند که در قدیم در آن منطقه امرائی بسر میبردند موسوم به اسپهبدان و اسم شهر اسپهبدان از نام آنها گرفته شده است شغل سکنه شهر اسپهبدان پرورش کرم ابریشم و بافتن پارچه‌های ابریشمین بود و در تمام شهر یک کشاورز برنج‌کار یافت نمی‌شد. در آن شهر، مرد و زن و اطفال، بدون استثناء کرم ابریشم را پرورش میدادند و مردها و زنها پارچه‌های ابریشمین میبافتند. من برای تماشا بکارگاههای بافندگی آنها رفتم و زنهای حورسرشت را پشت دستگاه‌های بافندگی دیدم و مشاهده کردم که با پنجه‌های خود پرنیان می‌بافند و هر دفعه که
منم تیمور جهانگشا، متن، ص: 166
قدم بیک کارگاه بافندگی گذاشتم در دل تصدیق کردم زن‌هائی که پرنیان می‌بافند از حریری که از زیر دست آنها بیرون میآید زیباتر بودند و هربار بیاد گفته مولوی افتادم که در کتاب مثنوی خود میگوید «مصنوع از صانع زیباتر است» و اگر سراینده مثنوی حیات داشت من او را از (قونیه) به گیلان و شهر اسپهبدان میفرستادم تا وارد گارگاه‌های بافتن پارچه‌های ابریشمین شود و ببیند که در آنجا صانع، از مصنوع زیباتر میباشد و آنچه از پنجه‌های زنان اسپهبدان بیرون میآید گرچه قشنگ و نرم و لطیف است اما روح ندارد و دارای چشم نیست تا انسان را بنگرد لیکن آنهائی که آن پارچه‌ها را میبافند روح دارند و چشم‌های آبی رنگ آنان را نباید نگریست برای اینکه مرد سلحشور را منقلب میکند و او را از جنگ باز میدارد.
من در اسپهبدان بیش از دو روز توقف نکردم و آنگاه با قشون خود براه افتادم تا از سرزمین گیلان دور شوم چون بیم داشتم اگر توقف من در آنجا ادامه پیدا کند، وسوسه نفس، اختیارم را بگیرد و مرا وادار به عیش و تن‌پروری نماید. پس از خروج از گیلان، بسوی سرزمین (طالش) یا (طلشان) براه افتادم تا مردانی را که میگفتند نیرومندترین مردان کشور های اطراف دریای آبسگون هستند ببینم و بفهمم که آیا می‌توانند با من پنجه در پنجه بیندازند یا نه.
 

۸ دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید

  • اولا مردم بسیار پاک وخوبی دارند ومن از مردم بافرهنگ ایرانی انتظار دارم که وقتی به این مناطق سفر می کنند نظافت را رعایت کنند تا برای آیندگان این چنین زیبایی ها باقی بمانند.

    پاسخ
  • منطقه سیاهکل ودیلمان همچون بهشتی است که تمام مردم آنجا فرشته اند

    پاسخ
  • ایرج هدایتی شهیدانی
    ۷ بهمن ۱۳۹۴ ۱۰:۳۰

    با تشکر از زحماتی که درمورد اعتلای تاریخ کهن مرزوبوم خود کشیده اید، جا دارد در نگارش مطالب اخلاق حرفه ای رعایت شود و از منابعی که استفاده شده نام برده شود تا حقوق دیگران که در این زمینه زحمت کشیده اند رعایت گردد.
    دوم اینکه چون اینگونه مطالب را افراد غیر حرفه ای سند طلقی مینمایند ، عمیق تر بررسی گردد تا خدای ناکرده علاقمندان اندوخته های ذهنی غلطی از تاریخ که شناسنامه یک ملت است نداشته باشند.
    فقط به عنوان مثال جهت تنویر افکار عمومی عرض نمایم که اسپهبدیه ای ها (بابندها) از سلسله های محلی گیلان و طبرستان بودند که نخستین فرد این سلسله قارن دوم پسر سهراب چهارم (۴۱۹-۴۶۶ ه ق) بود ، می باشند.با درور فراوان به روح پاک مرحوم ذبیح اله منصوری که اکثر مورخین و اهل قلم آن خدابیامرز را شخصی می دانند که در رویاهای خود سیر میکرد و از جمله ای کتابی می ساخت و از اتفاق کوچکی تاریخی می نوشت.روحش شاد.
    تاریخ نویسی ریاضت میخواهد تا زحمات هزاران ساله مردم با لغزش قلمی تحریف نگردد.

    پاسخ
  • I think I am able to arrange an exam that way. The company staff member end users WSS using the iSCSI target computer software to supply storage space to get their bunch. I will determine if he can the standard on the WSS and then again coming from a Digital equipment to view the actual difference throughout effectiveness is.
    Gucci Shoes http://www.charopf.com/gucci-outlet/

    پاسخ
  • تصویری از قلعه نبود. آیا هیچ اثری از این قلعه وجود ندارد؟

    پاسخ
  • سهراب هدایتی شهیدانی
    ۲۵ خرداد ۱۳۹۸ ۱۰:۱۳

    بسمه تعالی
    بنظر می رسد که روستای اسپهبدان با شهر اسپهبدان اشتباه گرفته شده است چون هم اکنون آثاری از درخت توت در این منطقه وجود ندارد. چونکه لازم پرورش کرم ابریشم برگ توت می باشد

    پاسخ
    • بله دقیقا ممکن است این شهر در مناطق پایین دست بوده و بعدها به آن منطقه کوچ کرده اند

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

اشتراک گذاری مطلب

مطالب مرتبط

فهرست